يحيى دولت آبادى
51
حيات يحيى ( فارسى )
شبى بروز ميآورم بارآلها ملكا معبودا ما را يارى كن كه در خدمت به وطن گرامى كوتاهى ننموده او را از خود راضى نمائيم . بالجمله بعد از فراغت از سوگوارى پدر ببرادر بزرگتر خود آقا ميرزا احمد كه در اصفهان است مينويسم با وجود شما تصور نميكنم براى من حادثه رحلت پدر اتفاق افتاده باشد و هم ببرادران و خواهر خود در تهران و اصفهان تذكر مىدهم اگر بخواهيد عزت و احترام خانوادگى باقى بماند بايد برادر بزرگتر خود را بجاى پدر شناخته همان احترام كه از پدر مينمودهايد از برادر بزرگ خود بنمائيد . روز پنجشنبه 23 ذى القعدة الحرام يكهزار و سيصد و بيست و شش ( 1326 ) روز افتتاح مجلس مبعوثان عثمانى است نگارنده تاريخ سال افتتاح مجلس عثمانى و آزادى آن ملت را گفته به خط جلى نوشته لوحه نفيسى ساخته كه نياز مجلس نمايد به اين عبارت : اول حريت عثمانى غيرت ملت مر آن را بانى سال تاريخش رقم زد يحيى اول حريت عثمانى ( 1326 ) . نگارنده ميخواهد ميان احرار عثمانى و ايران ارتباط و خصوصيت بر زيادت گردد اين خصوصيت را براى آينده ايران سودمند ميداند از اين جهت بهر كار كه براى رسيدن به اين مقصد مفيد باشد اقدام مينمايد . روز افتتاح مجلس عثمانيان بدعوت مخصوص نگارنده حاضر ميگردد در اين روز مقرر است سلطان عبد الحميد خان ثانى براى افتتاح مجلس بشخصه حاضر گردد در صورتى كه در مدت سى و دو سال سلطنت هيچوقت در مجمع عام حاضر نشده و بعد از واقعه قتل ارامنه در اين شهر از بيك اغلى به شهر استانبول نيامده بلكه از سراى يلدوز خارج نگشته است در اين روز هيجان غريبى در استانبول ديده مىشود در و ديوار شهر را با بيرقهاى ماه و ستاره زينت داده شغل و كار عمومى تعطيل است مردم محلات دور و نزديك هرچه توانستهاند خيابانهاى استانبول و محلهاى مرتفع آن را مانند بامهاى جامعها و غيره گرفته از در سراى سلطنت از راه پل قديم و از خيابان شاهزاده - باشى تا درب مجلس كه نزديك جامع اياصوفيه است دو طرف خيابانها را سوار و سرباز ايستاده طبقات نظامى و ادارات دولتى هركدام در محل خود توقف نموده شاگردان